پيام
+
تا سحر شُر شُر باران
مثل لالايي شب
دم گوشم مي خواند
قصه ي تازه شدن
رستن از بستر خواب
پرسه در خاطره ها
تا رسيدن به لقا
گذر از ثانيه ها
اين چه احوال عجيبي ايست
که انسان دارد
از تراويدن يک قطره آب
مي شود مثل حباب
مي رود سوي خدا .

2-سما
93/1/8
ديوار تنهايي
@};-
واحد يكتا .... تقديم به دوست ا.م.دvahedyekta
سلام آقاي دکتر عزيز! شعر قشنگي بود .. ممنونم!